{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم گرفته به اندازه وسعت تمام دلتنگی های عالم

دلم گرفته به اندازه وسعت تمام دلتنگی های عالم
شیشه قلبم آنقدر نازک شده که با کو چکترین تلنگری میشکند
دلم می خواهد فریاد بزنم ولی واژهای نمی یابم که عمق دردم را در فریاد منعکس کند
فریادی در اوج سکوت که همیشه برای خودم سر داده ام
دلم به درد می آید وقتی سر نوشت را به نظاره می نشینم کاش می شد پرواز کنم
پروازی بی انتها تا رسیدن به ابدیِّت...................
کاش می شد در میان هجوم بی رحمانه درد خودم را پیدا کنم
نفرین به بودن وقتی با درد همراه است
بغض کهنه ای گلویم را می فشارد به گوشه ای پناه می برم
ای کاش باز هم کسی اشکهایم را نبیند.
دیدگاه ها (۳)

چقدر امروز دلم تنگ است و آسمان وسیع رویاهای من غمگین می بارد...

بی او هر شب می نشینم در کنار خویشتن... اشک می ریزم بحال روز...

همه چیز را یاد گرفته ام ! یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگری...

دوستش داشتم........ هر چه گفتم هر چه ساختم و سوختم بیهوده ب...

اسم رمان = آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۱۴(ویو نیلسو )= چ...

اسم رمان = آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۱۴(ویو نیلسو )= چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط