{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبان آهسته می نالم، مگر دردم نهان ماند،

شبان آهسته می نالم، مگر دردم نهان ماند،

به گوش هر که در عالم رسید آواز پنهانم!

دمی با دوست در خلوت، به از صدسال در عشرت،

من آزادی نمی خواهم، که با یوسف به زندانم !
دیدگاه ها (۱)

من آن مُرغ سخندانم، که در خاکم رود صورت،هنوز آواز می آید به ...

حیات دنیا همان طور که از نامش پیداست پست ترین مرحله از مراحل...

به دریایی دراُفتادم که پایانش نمی بینم،کسی را پنجه افکندم که...

یار آیینه است جان را در حَزَن، در رخ آیینه، ای جان دم مزن! ...

سایه‌ای پشت لبخند پارت : ۱۲ سوا با تمام توان در راهروهای تار...

قصه نهم: کمیل بن زیادراز و نیاز با خدا، سلاح نهایی در برابر ...

پارت شش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط