{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

I loved be angel

I loved be angel
PART 19






اسلاید اول . لباس تهیونگ
اسلاید دوم. اتاق کار ا/ت تو شرکت
اسلاید سوم. لباس ا/ت

ویو فردا
تهیونگ. بیدار شدم و یه دوش کوتاه گرفتم و از حمام اومدم بیرون و لباس تنم کردم و رفتم پایین و نشستم سر میز و منتظر ا/ت بودم که بیاد ....
می خاستم امروز ببرمش شرکت و هواسش رو با کار پرت کنم و بعد از اون باید عمارت رو هم عوض کنم ...
ا/ت راه تیمارستان تا اینجا رو دیده و اگه قصد فرار داشته باشه قطعا میتونه فرار کنه ...
ا/ت . کم کم با نوری که افتاد توی چشمم بیدار شدم و نشستم روی تخت و به آیینه رو به روی تخت خیره شدم ..
با خودم گفتم بدبخت که بودی ولی اینبار قشنگ بیچاره ای ...!
شاید این مرد فقط گولم زده باشه و هیچ شرکتی هم در کار نباشه و فقط میخاد منو بازی بده ؟
اما چرا منو بازی بده ؟ مگه من کی ام ؟ به دختر روانپزشک ساده که احتمالا خودش هم روانیه ؟
اخه چرا به حرف کسی که نمی شناختم کردم و قبول کردم علاوه بر کار هم خونه اش هم باشم ؟
از حرص محکم لبمو گاز گرفتم که یه گوشه اش زخمی شد و خون اومد اما چون این کار واسم عادی بود توجه ای نکردم و با زبانم سعی کردم خونش رو پاک کنم و بعد از روی تخت بلند شدم و موهام رو شانه کردم و بستم و باهمون لباسی که اومده بودم رفتم پایین ..‌.
این دفعه هر چه بادا باد ... از اینجا میرم ...!
ا/ت . سلام ... ( آروم
تهیونگ. فقط سر تکون داد و پا چشماش به صندلی اشاره کرد که بشینه
ا/ت . چون نمیخاستم جلو خدمتکاراش ضایعه ام کنه نشستم اما دست به هیچ چیزی نزدم
تهیونگ. بخور .. ( لحن دستوری
ا/ت . ممنون...میل ندارم
تهیونگ. داری و نداری وقتی سر این میز نشستی مجبوری بخوری ( لحن دستوری
ا/ت . به اجبار فقط یکم شیر خوردم و منتظر شدم صبحانه اش تموم بشه تا باهاش حرف بزنم ... چهره اش که میگه از دیشب آرومتره...
بعد از صبحانه
تهیونگ . لباس تو عوض کن میریم شرکت ...
ا/ت . چی ؟
تهیونگ. از همون اول میدونستم شنواییت مشکل داره ..... یادت که نرفته برای چی اومدی اینجا خانم دکتر..!...بر و لباسی که رو تخته تنت کن ..
ا/ت. اما رو تخت هیچ لباسی نیست
تهیونگ. بد به ا/ت نگاه کرد
ا/ت . فهمید اگه ادامه بده براش بد میشه برای همین رفت تو اتاقش و در کمال تعجب یه لباس روی تخت بود ...!






ادامه دارد.......
#تابع_قوانین_ویسگون
دیدگاه ها (۱۴)

I loved be angel PART 20 ا/ت . لباس و تنم کردم و اومدم پایین...

I loved be angel PART 21سونگبین. دیشب بعد از اینکه این اتفاق...

loved be angel PART 18اسلاید . قسمتی ای از تیتراژ فیک ‌.ادمی...

معرفی فیک جدید اسم فیک . پیمان نقشه کش ها CARTOGRAPHER'S OAT...

عشق شعله ور یک مافیا

part ۲۱ویو تهیونگ ا/ت رو بغل کردم راهی خونه شدم رفتم به طرف ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط