{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از سر عادت نیست

از سر عادت نیست
که وقتی می‌روی
تا دم در همراهی‌ات می‌کنم
و بعد تا آخرین چشم‌انداز
تا جایی که سر می‌چرخانی لبخند می‌زنی
مبهوت راه رفتنت می‌شوم باز
آخر
چیزی از دلم کنده می‌شود
که می‌خواهم با چشم‌هام نگهش دارم

لعنت به رفتنت
که قشنگ می‌روی


عباس معروفی
.
دیدگاه ها (۱۱)

گفتم : بِدَوَم تا تو همه فاصله ها را تا زو...

زندگیست دیگر!همیشه که همه رنگ‌هایش جور نیست،همه سازهایش کوک ...

کاش دل تنگی هم فصلی داشتمثل انار مثل گیلاسشبی داشتروزی داشتو...

ﺁﻩ ﺩﮐﺘﺮ ! ﺳﺮِ ﻣﻦ ﺩﺭﺩ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖﺑﺮﻩ ﯼ ﻟﻌﻨﺘﯽ ﺍﻡ ﻋﺎﺷﻖ ﮔﺮﮔﯽ ﺷ...

مردی در ساحل...[پارت سوم]صبح روز بعد...ات از خواب بیدار شد.ا...

پرسه در جنگل... صبح...نور ملایم خورشید اتاق را روشن کرده بود...

پرسه در جنگل... کوک از کنار ات رد شد.کوک: دنبالم بیا.ات با ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط