رمان شازده کوچولو

رمان شازده کوچولو

پارت ۲۶

... فردا ...
ارسلان: حق این عسل و باید بزارم کف دستش از پله ها رفتم پایین که داشت مثل همیشه میزد تو سر خدمتکارا

عسل:من خانم این خونم فهمیدید

ارسلان: تو هیچی نیستی شما برید سر کارتون

عسل: به چه حقی با من اینطور صحبت میکنی

ارسلان: به حقی که تو هیچی نیستی برای چی زن منو مجبور به کاری میکنی هان برای چی نزاشتی غذا بخوره تو خر کی هستی که به زن ارباب بگی بره تو حیاط تو این سرما لباس بشورم کدوم خری هستی که زن منو تهدید میکنی به اون جنگل یه بار دیگه فقط یک باره دیگه زن منو تهدید کنی مجبور به کاری اذیتش کنی باهات همون کارارو میکنم فهمیدیی( فهمیدی با داد

عسل:خوب میکنم مثلا چه گوهی میخوای بخوری

ارسلان: هع حالیت میکنم

دیانا: صدای داد میومد رفتم پایین دعوای ارباب و خواهرش بود وای

عسل:هی دختره دهاتی ئمل حالا میری بلبل زبونی میکنی اون زبونتو میبرم میندازم جلو سگا

ارسلان: چه گوهی خواستی بخوری نگهبان اینو بنداز

عسل:من اینجا حق دارم
دیدگاه ها (۱)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part29آروم چشاشو باز کردمنو که دید محکم بغلم ...

فیک:^فرشته ای در غلمرو دشمن^^part:۲^ ...

پارت ۳۵زن تانر:تو تو کی هستی ؟یونا:نترس کاری بهتون‌ندارم فقط...

#برادر ناتنی من

Iove and the moonPart29کوک: خب خانم بالاخره رسیدم خونه یونا...

سرنوشت پارت(۱۳)

My Boy❄

پارت ششته: دورش رو خط بکش کوک یون: پس اسمت کوکهکوک: نیست اسم...

تو چجور آدمی هستی آسوکا؟!چطور تونستی انقدر خوب دروغ بگی!؟من ...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝟎 اسمات توی کامنتا🔞+صبح شد بدنم درد میکردبه یاددیشب زدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط