{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شکوفه های گیلاس "

شکوفه های گیلاس "
عشق را ای کاش زبان سخن بود (2)


آن‌که می‌گوید دوستت دارم

خُـنـیـاگر غمگینی‌ست

که آوازش را از دست داده است

ای کاش عشق را

زبان سخن بود

هزار کاکلی شاد

در چشمان توست

هزار قناری خاموش

در گلوی من

عشق را

ای کاش زبان سخن بود

آن‌که می‌گوید دوستت دارم

دل اندُه گین شبی ست

که مهتابش را می جوید

ای کاش عشق را

زبان سخن بود

هزار آفتاب خندان در خرام توست

هزار ستاره‌ی گریان

در تمنای من

عشق را

ای کاش زبان سخن بود


احمد شاملو
دیدگاه ها (۲)

مثل میوه ی افتاده ئیدلتنگممیوه ای که درختش را بریده و برده ا...

ماجرای مرا پایانی نبوداگر عطر تواز صندلی بر نمی‌خواستدستم را...

شعر نخست: تو را نگاه می کنمخورشید چند برابر می شود و روز را ...

دلت را کربلایی کن . همراه شهدای والا مقام کشور عزیزمان ایران...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط