p
p10
رسیدیم خونه دستم و گرفت و منو برد داخل اتاقم و در و قفل کرد
شین هه:خ..خواهش میکنم ......درو باز کن «گریه»
کوک:باید اونجا بمونی تا یاد. بگیری ......هه تو تازه ۱۵سالته از عشقو عاشقی چی میفهمی؟هاننن؟«داد»
شین هه:لطفا خواهش میکنم درو باز کن .
کوک رفت پایین
لیا:کوک سوزی نمیاد گفت اون.....اتفاقی افتاده چشات قرمزه
کوک:بیا اینجا بشین کارت دارم
لیا:ب..باشه
ویو لیا:نشستم که با که یهو کوک رو دیدم که منو بوسید چشام در مورد اون همون کوک خودمونه داشتم همراهی میکردم که یهو یه صدایی اومد:
؟:خوش میگذره جئون جونگ کوک
شما را با سوالاتتون تنها میزارم 🗿😂😂😂
رسیدیم خونه دستم و گرفت و منو برد داخل اتاقم و در و قفل کرد
شین هه:خ..خواهش میکنم ......درو باز کن «گریه»
کوک:باید اونجا بمونی تا یاد. بگیری ......هه تو تازه ۱۵سالته از عشقو عاشقی چی میفهمی؟هاننن؟«داد»
شین هه:لطفا خواهش میکنم درو باز کن .
کوک رفت پایین
لیا:کوک سوزی نمیاد گفت اون.....اتفاقی افتاده چشات قرمزه
کوک:بیا اینجا بشین کارت دارم
لیا:ب..باشه
ویو لیا:نشستم که با که یهو کوک رو دیدم که منو بوسید چشام در مورد اون همون کوک خودمونه داشتم همراهی میکردم که یهو یه صدایی اومد:
؟:خوش میگذره جئون جونگ کوک
شما را با سوالاتتون تنها میزارم 🗿😂😂😂
- ۱۵.۱k
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط