{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوست دارم که یک شبه شصت سال را سپری کنم،بعد بیایی با عصای

دوست دارم که یک شبه شصت سال را سپری کنم،بعد بیایی با عصایی در دست کنارخیابانی شلوغ منتظرت شوم
تا تو بیایی
مرا نشناسی
ولی دستم را بگیری و از ازدحام خیابان عبورم دهی....
دیدگاه ها (۲)

دارم از تو مینویسم

صد جفا گل میکند بلبل تحمل میکند..... دوستی آن است ک بلبل میک...

باید اسمم را در کتاب گینس ثبت کنند تا همه بدانند یک نفر با س...

بیخودی پرسه زدیم،صبحمان شب بشودبیخودی حرص زدیم،سهممان کم نشو...

نه دستم به بودنت می رسد و نه توان فراموش کردنت را دارم از یا...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

#شکرگزاری خدایا، در این صبح نوین، بابت یاری‌ات سپاسگزارم از ...

«دوستان عزیزم،نوشتن این متن برای من اصلاً ساده نیست. انگار م...

تقدیم حضرت جانانم🌻💖💖🌻من شیفته‌ی شیوه‌ی بینظیرِ تو در رفاقت ک...

اون اعتمادی که من به تو داشتمهمه یک بار زیر روشد یک بار عوض ...

تولدت مبارک دیوونه ی ژذاب😝شایلییییی قشنگمممممممممم تولدت مبا...

ارغوان خوشگل بلای من:)))میخواستم خیلی زودتر برات پست بزارم و...

سناریو بی تی اس

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط