{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنگ خورد

زنگ خورد
ناظم صبح آمد سر صف
توی برنامه صبحگاهی
رو به خورشید گفت :
باز هم
دفتر مشق دیروز خط خورد
و کتاب شب پیش را
ماه ، با خودش برد

آی خورشید!
روی این آسمان
روی تخته سیاه جهان
با گچ نور بنویس :
زیر این گنبد گرد و کور و کبود
آدمیزاد ، هرگز
دانش آموز خوبی نبود!
دیدگاه ها (۴)

این داستانی حقیقی است که در این ایالت اتفاق افتاده . مردی از...

مردی در نمایشگاهی گلدان می فروخت . زنی نزدیک شد و اجناس او ر...

روزی مردی به سفر می رود و به محض ورود به اتاق هتل، متوجه می ...

عشق یک رشد است. وقتی برای اولین بار عاشق میشوید، ،خودتان را ...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۰ زنگ آخر خورد.اما هیچ‌کدام از هشت نف...

قرار بود با سواد شویم....قرار بود با سواد شویم....یک عمر صبح...

RESPECT OR DIE : پارت اول | ورود به تاریکیساعت از نیمه‌شب گذ...

رمان { همسایه ای از جنس شب و روز }

یعنی واقیعت داره یا رویاست؟؟؟

🌙 وارث سایه‌ها | پارت ۱۹صدای بارون آرام روی شیشه‌های عمارت م...

p1صبح دوشنبه بود و صدای زنگ مدرسه تازه بلند شده بود ا.ت با ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط