{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردی در نمایشگاهی گلدان می فروخت . زنی نزدیک شد و اجناس ا

مردی در نمایشگاهی گلدان می فروخت . زنی نزدیک شد و اجناس او را بررسی کرد . بعضی ها بدون تزیین بودند ، اما بعضی ها هم طرح های ظریفی داشتند . زن قیمت گلدان ها را پرسید و شگفت زده دریافت که قیمت همه آن ها یکی است .
او پرسید : چرا گلدان های نقش دار و گلدان های ساده یک قیمت هستند ؟ چرا برای گلدانی که وقت و زحمت بیش تری برده است ، همان پول گلدان ساده را می گیری ؟
فروشنده گفت : من هنرمندم . قیمت گلدانی را که ساخته ام می گیرم . زیبایی رایگان است
دیدگاه ها (۱)

🌹 الهی نامه 🌹 خواجه عبد الله انصاری :الهی دلی ده که شـــــ...

میگویند : مرغیست به نام « آمـیــن » !❗ ️مرغی آسمانی ؛در بلند...

این داستانی حقیقی است که در این ایالت اتفاق افتاده . مردی از...

زنگ خوردناظم صبح آمد سر صفتوی برنامه صبحگاهیرو به خورشید گفت...

لوله سیلندری-لوله صنعتی-لوله سیلندری هیدرولیک-قیمت لوله سیلندری

p : 1

p23

جین با نگاه به خانه گفت:«خب... من فقط امیدوارم این یکی از او...

پیوند خون و اختیارپارت ۷ | سایه‌ای از گذشتهصبح اون روز، برخل...

فاصله یک لبخند تا جنون

عشق در دنده آخر پارت : ۵۹ (پایانی) یک هفته از قهرمانی هانا د...

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت ۹ نهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط