درحال دیدن تعزیه بودم و به مسعود شیر می دادم. دلم شکست. گ
درحال دیدن تعزیه بودم و به مسعود شیر می دادم. دلم شکست. گفتم: «خدایا کاش من هم فرزندی داشتم تا در راه امام حسین(ع) فدا میکردم!»
اشک چشمانم ناخواسته دردهان مسعود چکید و با شیر مخلوط شد. بهار 66 خبر شهادتش را آوردند. شب خواب تعزیه آن سال را دیدم، درحالی که در آغوشم بود یکباره پرکشید و به یاران امام حسین(ع) پیوست.
هدیه به شهید مسعود اصلاحی صلوات- شهدای استان فارس - درحال دیدن تعزیه بودم و به مسعود شیر می دادم. دلم شکست. گفتم: «خدایا کاش من هم فرزندی داشتم تا در راه امام حسین(ع) فدا میکردم!»
اشک چشمانم ناخواسته دردهان مسعود چکید و با شیر مخلوط شد. بهار 66 خبر شهادتش را آوردند. شب خواب تعزیه آن سال را دیدم، درحالی که در آغوشم بود یکباره پرکشید و به یاران امام حسین(ع) پیوست.
هدیه به شهید مسعود اصلاحی صلوات- شهدای استان فارس
اشک چشمانم ناخواسته دردهان مسعود چکید و با شیر مخلوط شد. بهار 66 خبر شهادتش را آوردند. شب خواب تعزیه آن سال را دیدم، درحالی که در آغوشم بود یکباره پرکشید و به یاران امام حسین(ع) پیوست.
هدیه به شهید مسعود اصلاحی صلوات- شهدای استان فارس - درحال دیدن تعزیه بودم و به مسعود شیر می دادم. دلم شکست. گفتم: «خدایا کاش من هم فرزندی داشتم تا در راه امام حسین(ع) فدا میکردم!»
اشک چشمانم ناخواسته دردهان مسعود چکید و با شیر مخلوط شد. بهار 66 خبر شهادتش را آوردند. شب خواب تعزیه آن سال را دیدم، درحالی که در آغوشم بود یکباره پرکشید و به یاران امام حسین(ع) پیوست.
هدیه به شهید مسعود اصلاحی صلوات- شهدای استان فارس
- ۱.۰k
- ۱۹ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط