بهایِ شناختِ بعضی آدم ها گران ترین معامه ای عمرم بود؛
بهایِ شناختِ بعضی آدم ها گران ترین معامه ای عمرم بود؛
و تلختر از آن، این بود که تازه بعد از رفتنشان فهمیدم، چه زود برایشان همهچیز شدم و چه دیر برای من، هیچکس نماند.
آنها را شناختم، و هر بار چیزی از خودم را گم کردم؛
تا جایی که آخرش، من ماندم و دلی که خستهتر از آن بود که حتی برای زخمهایش گریه کند.
شناختِ بعضی آدمها، فقط فهمیدنِ «آنها» نیست؛
فروپاشیدنِ «من» است. اما دلم به خدای گرمه که همیشه محافظم بوده و هست....
و تلختر از آن، این بود که تازه بعد از رفتنشان فهمیدم، چه زود برایشان همهچیز شدم و چه دیر برای من، هیچکس نماند.
آنها را شناختم، و هر بار چیزی از خودم را گم کردم؛
تا جایی که آخرش، من ماندم و دلی که خستهتر از آن بود که حتی برای زخمهایش گریه کند.
شناختِ بعضی آدمها، فقط فهمیدنِ «آنها» نیست؛
فروپاشیدنِ «من» است. اما دلم به خدای گرمه که همیشه محافظم بوده و هست....
- ۲۴۴
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط