{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تابه فکر خود فتادم، روزگار از دست رفت

تابه فکر خود فتادم، روزگار از دست رفت
تا شدم از کار واقف، وقت کار از دست رفت

تا کمر بستم، غبار از کاروان بر جا نبود
از کمین تا سر برآوردم، شکار از دست رفت

عشق را گفتم به دست آرم عنان اختیار
تا عنان آمد به دستم، اختیار از دست رفت
#صائب_تبریزی
دیدگاه ها (۱)

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

My professorChapter:2Part:99آخرین پرونده رو بستم و با خستگی ...

فیک شوگا پارت هفتم مافیای بیرحم دختر لجباز

★彡   Part 53 彡★ دوباره به سر کارم برگشتم و بعد از گشت گذار ک...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم )

رمان آرام باش

پارت ۳۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط