{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز صبح مادرمون از خواب بیدارمون میکنه میگه پاشو مدرس

یه روز صبح مادرمون از خواب بیدارمون میکنه میگه پاشو مدرسه ت دیر شد
با عجله دفتر نقاشی روتو کیف میزاریم و میریم دبستان و همه چیزایی که دیدیم خواب بوده ...
دیدگاه ها (۱)

ابری نیستبادی نیستمی نشینم لب حوض :گردش ماهی ها ، روشنی ، من...

دلــــم یک اتفاق ســاده میخـــواهد... مثل شکســــتن گلدان شم...

دیدمت از باغ میگیری سراغِ سیب را...نیّتت خیر است ؟ یا دل میب...

غروب قلب چپتر ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط