{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان

داستان
می گویند، روزی فرعون خوشه ای انگور در دست داشت و مشغول خوردن بود، در این هنگام ابلیس به نزد او آمد و گفت: آیا کسی هست که بتواند این خوشه ی انگور را به مروارید تبدیل کند؟ فرعون گفت: نه.
ابلیس به وسیله ی سحر و جادو آن خوشه ی انگور را به خوشه ی مروارید تبدیل کرد.
فرعون تعجب کرد و گفت: واقعا که تو مردی اُستاد هستی!
ابلیس با شنیدن این جمله، سیلی محکمی بر گردن او زد و گفت:

مرا با این اُستادی به بندگی قبول نکردند، تو چگونه با این حماقت ادعای خدایی می کنی؟!
دیدگاه ها (۳)

بارون داره میاد و من عاشق هوای ابری و بارونی هستم چون مثل دل...

زنی نشسته در پشت پنجرهبغض تنهایی گره خورده در گلویشدر انتظار...

واعتَصِموا {و چنگ بزنید} بحبلِ الله جميعا {همگی به رسیمان خد...

فارجِعِ البَصَر {دوباره نگاه کن} هل ترَي مِن فُطور {نقص (و خ...

🔴 کودتای ۲۸ مرداد نشان داد آمریکا‌ هرکس نوکری‌اش‌ را نپذیرد،...

📢 کلاس #آمریکاشناسی🎥 *کودتای ۲۸ مرداد نشان داد آمریکا‌ هرکس ...

📢 کلاس #آمریکاشناسی🎥 *کودتای ۲۸ مرداد نشان داد آمریکا‌ هرکس ...

📢 کلاس #آمریکاشناسی🎥 *کودتای ۲۸ مرداد نشان داد آمریکا‌ هرکس ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :همانان که به ناحق از خا...

p33

نام=)سایه مافیا### پارت شانزدهم: طعمِ فلز و خاکسترنورِ زرد و...

my forbidden orden 🧚🏻‍♀️ 🧝🏻‍♀️ part1️⃣همه‌ی گارد‌های آرکادای...

پارت ۱ صداهای بلندشون خونه رو فرا گرفته بود انگار متوجه نبو...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط