زنی نشسته در پشت پنجره
زنی نشسته در پشت پنجره
بغض تنهایی گره خورده در گلویش
در انتظار باران اشک
فنجان چای در دستش
به افق خیره،ساکت و سرد
سالهاست آهنگ گذر زمان،جز عذاب برروح او اثری ندارد
زنی نشسته در پشت پنجره
اندیشه اش پایان
پایان ِ روزی دگر از عمر خویش
خاطره
بغض تنهایی گره خورده در گلویش
در انتظار باران اشک
فنجان چای در دستش
به افق خیره،ساکت و سرد
سالهاست آهنگ گذر زمان،جز عذاب برروح او اثری ندارد
زنی نشسته در پشت پنجره
اندیشه اش پایان
پایان ِ روزی دگر از عمر خویش
خاطره
- ۳.۳k
- ۲۰ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط