{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنی نشسته در پشت پنجره

زنی نشسته در پشت پنجره
بغض تنهایی گره خورده در گلویش
در انتظار باران اشک
فنجان چای در دستش
به افق خیره،ساکت و سرد
سالهاست آهنگ گذر زمان،جز عذاب برروح او اثری ندارد
زنی نشسته در پشت پنجره
اندیشه اش پایان
پایان ِ روزی دگر از عمر خویش‎
خاطره
دیدگاه ها (۲)

پروانه ات مي شوم روي شانه ات مي نيشنيم روي گونه ات وگاهي روي...

واَلّفَ بينَ قلوبِهم {و میان دل های آن ها الفت داد}لو اَنفقت...

بارون داره میاد و من عاشق هوای ابری و بارونی هستم چون مثل دل...

داستانمی گویند، روزی فرعون خوشه ای انگور در دست داشت و مشغول...

نام=)سایه مافیا### پارت چهارم: سکوتِ قبل از طوفانوقتی لیها و...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۴زنگ ناهار که خورد، حیاط دوباره شلوغ ش...

نویسنده dLyn | 𓍯 ✎ـ Taj’s Doppelganger...𝓟𝓐г𝐓.²چشم‌ها بالاخر...

From Hatred to My Love

تکاپو پارت ۹۹: فکر کردم کشتمش! 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آن شب...عمارت برخلا...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۶ | بهش اعتماد نکنهانا هنوز به آخ...

پارت ۲۶: سایه‌ی شومِ آرامشسنگینیِ پلک‌هایش مثلِ سرب بود. اول...

سناریو:مرگ پنهان/پارت⁴ایزوکو با تمام توانش سعی کرد عادی باشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط