{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دردِ هجرانِ تو را ای جان ِجانان می‌کِشم

دردِ هجرانِ تو را ای جان ِجانان می‌کِشم
این دلِ آواره را باتو به سامان می‌کِشم

دروجودم بس خیالت می‌زندآتش به دل
این دلِ دیوانه رابرعهدوپیمان می‌کشم
تابه دنیایم نشان است,انتظارم بر رَه است
بر نگاهِ خسته‌ام سوسوی ِایمان می‌کِشم
گر نیایی و مرا وقتِ سفر آید به کام
بهر ِاین آزرده سر,یادت چو دامان می‌کشم
می‌روم امّا بِدان ای خاطراتِ زندگی
تا قیامت نقشِ توبر سنگِ ایوان می‌کِشم
گر هوایِ دیدنم کردی پس از این سال‌ها
پای بگذاری و من،دل را چه آسان می‌کشم!
دیدگاه ها (۱)

دروجودم بس خیالت می‌زندآتش به دل این دلِ دیوانه رابرعهدوپیما...

دردِ هجرانِ تو را ای جان ِجانان می‌کِشم این دلِ آواره را بات...

گر نیایی و مرا وقتِ سفر آید به کام بهر ِاین آزرده سر,یادت چو...

گر هوایِ دیدنم کردی پس از این سال‌ها پای بگذاری و من،دل را چ...

هر زمان جوری ز خوبان می‌کشمهر نفس دردی ز دوران می‌کشمخون دل ...

ای تو برقلب من از هرکه سزاوارتریناین منم در ره جانان تو غمخو...

ای تو برقلب من از هرکه سزاوارتریناین منم در ره جانان تو غمخو...

سکوت عشق

ای تو برقلب من از هرکه سزاوارتریناین منم در ره جانان تو غمخو...

ای تو برقلب من از هرکه سزاوارتریناین منم در ره جانان تو غمخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط