{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن

شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن

گریه کن پس شانه ی مردانه می خواهی چه کار؟ 



#مهدی_فرجی
#عاشقانه_مذهبی
دیدگاه ها (۴)

چند سالی است که تکلیف دلم روشن نیستجا به اندازه تنهایی من در...

نیست در شهر نگاری که دل ما ببردبختم ار یار شود رختم از این ج...

من کیم؟ فرمانروایی ناامید از لشکرشبی سپاهی از سپاهی بی تفاوت...

من که از عاقبت عشق ندیدم خوش ترپس در این وادی بی عشق چه کاری...

بغض خود را بشکن و بی هر بهانه گریه کن شرم را گاهی رها کن! عا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط