fake kook
fake kook
part*³⁷
نشسته بودم یکم خوب بودم که در باز جونگکوک اومد بیرون از اتاقش و اومد پیش من
کوک: ا.ت
ا.ت: بله
کوک: اینو میبری طبقه بالا
ا.ت: همم باشه
کوک: نه بشین خودم میرم
ا.ت: خودم میبرمش من خوبم
کوک: نه کار هم دارم بالا تو بشین
ا.ت: باشه
بعد رفت یه چشمکی هم به من زد😉و رفت
شب
خواستم اماده کنم که برم
کوک: ا.ت
ا.ت: ها بله
کوک: وقت داری
ا.ت: برای چی
کوک: داری یا نه
ا.ت: خب اره
کوک: میای باهم بریم بیرون شام بخوریم
ا.ت: همم خب باید به مامانم زنگ بزنم بعد
کوک: باشه
ا.ت: وایسا
چند دقیقه بعد
کوک: چیشد
ا.ت: باشه بریم
کوک: 😊
دستمو گرفت باهم رفتیم تو ماشین
کوک: دیگه میگم راننده نیاد خودمون میریم
ا.ت: باشه
کوک: خب کجا بریم
ا.ت: نمیدونم
کوک: من هرجا رفتم باهام میای
ا.ت: اره میام
کوک: من یجا میشناسم
ا.ت: باشه بریم
رسیدیم
ا.ت: جای خوشگلیه
کوک: اره خوبه
ا.ت: تو هروز میای اینجا
کوک: نه بار اولم
ا.ت: پس از کجا میشناختیش
#کوک
#فیک
#سناریو
part*³⁷
نشسته بودم یکم خوب بودم که در باز جونگکوک اومد بیرون از اتاقش و اومد پیش من
کوک: ا.ت
ا.ت: بله
کوک: اینو میبری طبقه بالا
ا.ت: همم باشه
کوک: نه بشین خودم میرم
ا.ت: خودم میبرمش من خوبم
کوک: نه کار هم دارم بالا تو بشین
ا.ت: باشه
بعد رفت یه چشمکی هم به من زد😉و رفت
شب
خواستم اماده کنم که برم
کوک: ا.ت
ا.ت: ها بله
کوک: وقت داری
ا.ت: برای چی
کوک: داری یا نه
ا.ت: خب اره
کوک: میای باهم بریم بیرون شام بخوریم
ا.ت: همم خب باید به مامانم زنگ بزنم بعد
کوک: باشه
ا.ت: وایسا
چند دقیقه بعد
کوک: چیشد
ا.ت: باشه بریم
کوک: 😊
دستمو گرفت باهم رفتیم تو ماشین
کوک: دیگه میگم راننده نیاد خودمون میریم
ا.ت: باشه
کوک: خب کجا بریم
ا.ت: نمیدونم
کوک: من هرجا رفتم باهام میای
ا.ت: اره میام
کوک: من یجا میشناسم
ا.ت: باشه بریم
رسیدیم
ا.ت: جای خوشگلیه
کوک: اره خوبه
ا.ت: تو هروز میای اینجا
کوک: نه بار اولم
ا.ت: پس از کجا میشناختیش
#کوک
#فیک
#سناریو
- ۱۲.۷k
- ۱۵ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط