{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake kook

fake kook
part*³⁵

کوک: تو که گفتی دوس پسر نداری
ا.ت: خب ندارم
کوک: پس این کی بود که دیشبم بغلت کرده بود گذاشته بودت رو تخت
ا.ت: پسرعموم بود
کوک: پیش پسرعموت خوابیده بودی بخاطر همین نمیخواستی بیای
ا.ت: اره
کوک: نبینم دیگه بخاطر همچین چیزای نیای شرکت
ا.ت: ولی خودت اجازه دادی
کوک: پسر عموت چند شالشه
ا.ت: ۲۳
کوک: پس همسن منه
ا.ت: توهم ۲۳سالته
کوک: اره پسرعموت دوس داری
ا.ت: یعنی چی این سوالا ما دیشب فقط نشستیم فیلمو نگاه کردیم همین
کوک: الکی غیرتی شدم خب ببخشید
ا.ت: 😊
کوک: ا.ت تو دوس پسر نداری
ا.ت: گفتم که نه
کوک: میخوای من دوس پسرت باشم
ا.ت: چی
کوک: بازم میپرسم ا.ت میخوای من دوست پسرت باشم یا نه
ا.ت: نه یعنی اره وایسا ببینم اصلا نمیدونم
کوک: ا.ت من دوست دارم
ا.ت: منم همینطور
کوک: فک کنم منظورمو نفهمیدی
ا.ت: خوبشو فهمیدم ولی میخواستم موقعی اینو بهت بگم که تو اول منو بگی بعد من تورو
کوک: 😊پس از اون دخترا نیستی خودتو لوس میکنی
ا.ت: ولی دیا چی
کوک: دیا
ا.ت: اره دیا مگه اونو دوس نداری
کوک: کی این حرفو زده

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۰)

fake kookpart*³⁶کوک: ا.ت من یعنی هیچی ولش کن بیا اینو بگیرا....

fake kookpart*³⁷نشسته بودم یکم خوب بودم که در باز جونگکوک او...

fake kookpart*³⁴نشسته بودم جونگکوک اومد وایی چرا اینقدر خوشت...

fake kookpart*³³داشتیم فیلم میدیدیم ولی ذهنم فقط سمت جونگکوک...

love in the dark①⑤ا/تکوک: اینجا برای خوردن خدمتکار درست نشده...

love in the dark②③چند ساعت بعدخونه بودم تو فکر یعنی چی میخوا...

love in the dark②⑥بعد از چند دقیقه رفتم اتاق خودم قلبم داشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط