{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake kook

fake kook
part*³⁶

کوک: ا.ت من یعنی هیچی ولش کن بیا اینو بگیر
ا.ت: این چیه
کوک: بازش کن
ا.ت: 💍این چیه
کوک: اینو با مامان بزرگم خریدم و رفتیم یه جای اطراف خونه زیر خاک گذاشتیمش گفت که وقتی مطمئن شدی کسیو دوس داری اینو بهش بده ا.ت این خیلی قدیمی چون یه مامان بزرگم قول داده بودم ولی قول میدم برات بهتره و خوشگل ترشو بخرم
ا.ت: نه یعنی منظورم اینه این خیلی خوشگل با ارزشه
کوک: پس اجازه میدی دستت کنمش
ا.ت: باشه
کوک: خیلی به دستت میاد
ا.ت: 😊
کوک: ا.ت
ا.ت: جانم
کوک: با من قرار میزاری
ا.ت: اهمم
کوک: راستشو بگو منو بخاطر اینکه رئیست هستم نگیا من دنبال عشقم نه چیز دیگه ای
ا.ت: منم راستشو میگم دیشب هم داشتم با پسر عموم درباره همین حرف میزدیم
کوک: درباره من؟
ا.ت: اره درباره تو
کوک: ا.ت
ا.ت: جانم
کوک: اجازه میدی
ا.ت: چیشده
کوک: منو ببخش
صورتشو نزدیک صورتم کرد لبمو بوسید
ا.ت: 😊خب من برم سرکار
کوک: همم باشه برو
ا.ت: 🖐🏻
سریع از اونجا رفتم قلبم خیلی تند تند میزد نمیتونستم تحمل کنم اروم نمیگرفت نمیدونستم چیکار کنم نفسم داشت بند میومد

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۲)

fake kookpart*³⁷نشسته بودم یکم خوب بودم که در باز جونگکوک او...

fake kookpart*³⁸کوک: خب وقتی از اینجا رد میشدم میدیدم پیشم ق...

fake kookpart*³⁵کوک: تو که گفتی دوس پسر نداریا.ت: خب ندارمکو...

fake kookpart*³⁴نشسته بودم جونگکوک اومد وایی چرا اینقدر خوشت...

love in the dark⑦کوک: نگران نباش نمیخوام برای همیشه زنم باشی...

Love in the dark⑥ا/ت: مادربزرگم حالش خیلی بده خیلی ممنون خیل...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط