{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من صبورم اما ، بی دلیل از قفس کهنه ی شب میترسم ، بی دلیل

من صبورم اما ، بی دلیل از قفس کهنه ی شب میترسم ، بی دلیل از همه ی تیرگی تلخ غروب و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند ، میترسم .
دیدگاه ها (۱)

خخ

کسی که نخواد شمارو بفهمه,نمیفهمه نه با پروفایل سیاه نه با پس...

میدونم کسی منتظرم نبودا ولی من برگشتم ..خخخ

در شیبِ خاموشِ غروبِ ،اندوه آرام‌آرام از شانه‌های شهر بالا م...

آخر شب که میشهسکوت خانه بیشتر از همیشه سنگینی می‌کند.همه خوا...

این روزها حال دلم گرفته …احساس از دست دادنت مرا به مرز جنون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط