چشم خود بستم

چشم خود بستم
که دیگر

چشم مستش ننگرم

ناگهان
دل داد زد:
"دیوانه! من می بینمش"


شهریار
دیدگاه ها (۷)

من و عشق و دل دیوانه بساطی داریمعقل هی فلسفه می‌بافد و ما می...

تو نمی‌خواهی عزیزت بشوم، زور که نیستیا نگاهم بکنی، چشم تو مج...

👌اشک چشم دل شکسته خونه ویران می کند 💯😟🖤💔

☆دل سپردم بر دلت دلدار من دل دل چرادل بده بر دل ز دل با دل س...

شهریار، شاعر لحظه‌های عاشقانه و دلتنگی‌های انسانی، با شعرهای...

💜🤍... دِلِ❤ مَـــــنکُــــلــبـــۀ بـــارانــیـستـــــــوَ ط...

ترا می‌خواهم ای دیرینه‌ی دلخواهکه با ناز گل رویا شکفتی به هر...

در یک جمله بگمدر حقیقت می شود با چشم‌هایت حرف زد شکل ادم های...

عصر بارانی و دل در حسرتِ دیدار توستکوچه‌ها خاموش و چشمم خیره...

‏«کلماتی که از دل بر می‌آیند هرگز بیان نمی‌شوند، در گلو گیر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط