فیک ته

از دید ته
رفتم سمت شهر بازی
رسیدیم و از ماشین پیاده شدیم
ا/ت : یونا و یوتا دست مو بگیرید گم نشید
یوتا : تشم
یونا : من میتام دست بابادی لو بدیلم
از دید ا/ت
به یونا لبخندی زدم و گفتم باشه
یونا خوشحال شد
ته : یونا بیا بغلم
ته یونا رو بغل کرد و رفتیم سمت بازی ها
ته : خب بچه ها دوست دارید چی سوار شیم
یوتا : تلن هوایی
یونا : نه چرخ و فلک
ته : باشه همه رو سوار میشیم
اول با بچه ها رفتیم سمت چرخ و فلک بعد رفتیم تمام بازی ها رو بازی کردیم
یوتا : من دشنمه
یونا : منم دشنمه
ته : باشه عزیزای من میریم رستوران
یونا و یوتا : اخ جون
یونا و یوتا دویدن رفتن
ا/ت : صبر کنید ماهم بیایم
یهو ته من و گرفت بغل
ته : خیلی دلم برات تنگ شده بود
منم ته رو بغل کردم
ا/ت : منم دلم برات تنگ شده بود
ته لب من و کوتاه بوسید
ته : عاشقتم
ا/ت : منم عاشقتم بیا بریم پیش بچه ها
من و ته رفتیم سمت جایی که بچه ها رفتن ولی نبودن
ا/ت : ته بچه ها .......
لایک و کامنت یادتون نره 💜💕😘
دیدگاه ها (۲۵)

فیک ته

بچه ها امروز سه تا پارت داریم

امروز دو تا پارت داریم

فیک ته

پارت ۳ فیک مرز خون و عشق

"سرنوشت " p,42...ته : باشه خانم کوچولو( خنده ).بعد از حرف ته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط