{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در تن این پرچین

در تن این پرچین
میطراود ماه
برکه را میلرزاند گاه
شب را می بلعد
سکوتی سیاه
می برد خیال را سر چاه
کاش کمی اب دهد
من تشنه را

#امیرعلی_قربانی

https://t.me/chekamehaibaran
دیدگاه ها (۸)

برای فاتح بودن نباید که لشکر کشید یاحتما سرزمینی فتح کردهمین...

فقط در یک شهر مشترکیم ان جا کهتو بیشتر از همه شهر زیباییمن ...

نسیم وصل به افسردگان چه خواهد کرد؟بهار تازه به برگ خزان چه خ...

این بود؟رسم خسروانیمن دل دهم وتو جان ستانی#امیرعلی_قربانی ht...

همان‌طور که ایستاده بود، نفس‌نفس می‌زد. ایستادن روی پاهایش ش...

بوی آشنایی قدیمی

سناریو ساسونارو🩸 «ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک» ☀️فصل دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط