عشق ممنوعه
~~~~{عشق ممنوعه}~~~~~~
*part ¹⁵*
~~~~~~~~~~~~~~~~~~
(ویو ا/ت)
اون پرستار بود اومد سمتم و گفت:
پس/ر: خانم جئون حالتون چطوره بهترین
چییییییییی خانم جئونننننننننن ای خدااااا
ا/ت: چی آها بله یخودع بهترم ولی حرف میزنم لبم تیر میکشه
پس/ر:خوبه مشکلی نیست تا به چند روز کمتر حرف بزنید و مایه جات بخورین
ا/ت:چشم
پرستار رفت نگاهی به ساعت کردم حدود ۶ صبح بود
خسته هم بودم پس خوابیدم
سیاهــــــــــــــــی
(ویو کوک )
با صدای آلارم گوشیم پاشدم نگاهی بهش انداختم ساعت چهار رو نشون میداد واییی دیرم شده
رفتم سرویس و کارای لازم و انجام دادم
بعد رفتم لباس پوشیدم یه پیراهن شیری با یه شلوار خاکی رنگ مالن پوشیدم(اسلاید دوم)
از عمارت اومدم بیرون رفتم سمت پارکینگ ماشین هام از بین همشون یکی رو انتخاب کردم بی ام وی سری ۸ مدل ۲۰۱۹ رفتم در رو باز کردم سوارش شدم(اسلاید سوم)
اول رفتم سمت گل فروشی یه دسته گل لیلیوم صورتی خریدم و سمت بیمارستان حرکت کردم
حدود یه نیم ساعتی تو راه بودم
رسیدم به بیمارستان ماشین و پارک کردم و سمت میز منشی رفتم
کوک: ببخشید اتاق خانم جئون کجاست
م/ی: طبقه ششم اتاق ده
کوک : ممنون
رفتم سمت آسانسور زدم طبقه ششم بعد از چند مین در باز شد رفتم دنبال اتاق ده بعد از چند مین بلاخره پیدا کردم
ادامه دارد 💗
*part ¹⁵*
~~~~~~~~~~~~~~~~~~
(ویو ا/ت)
اون پرستار بود اومد سمتم و گفت:
پس/ر: خانم جئون حالتون چطوره بهترین
چییییییییی خانم جئونننننننننن ای خدااااا
ا/ت: چی آها بله یخودع بهترم ولی حرف میزنم لبم تیر میکشه
پس/ر:خوبه مشکلی نیست تا به چند روز کمتر حرف بزنید و مایه جات بخورین
ا/ت:چشم
پرستار رفت نگاهی به ساعت کردم حدود ۶ صبح بود
خسته هم بودم پس خوابیدم
سیاهــــــــــــــــی
(ویو کوک )
با صدای آلارم گوشیم پاشدم نگاهی بهش انداختم ساعت چهار رو نشون میداد واییی دیرم شده
رفتم سرویس و کارای لازم و انجام دادم
بعد رفتم لباس پوشیدم یه پیراهن شیری با یه شلوار خاکی رنگ مالن پوشیدم(اسلاید دوم)
از عمارت اومدم بیرون رفتم سمت پارکینگ ماشین هام از بین همشون یکی رو انتخاب کردم بی ام وی سری ۸ مدل ۲۰۱۹ رفتم در رو باز کردم سوارش شدم(اسلاید سوم)
اول رفتم سمت گل فروشی یه دسته گل لیلیوم صورتی خریدم و سمت بیمارستان حرکت کردم
حدود یه نیم ساعتی تو راه بودم
رسیدم به بیمارستان ماشین و پارک کردم و سمت میز منشی رفتم
کوک: ببخشید اتاق خانم جئون کجاست
م/ی: طبقه ششم اتاق ده
کوک : ممنون
رفتم سمت آسانسور زدم طبقه ششم بعد از چند مین در باز شد رفتم دنبال اتاق ده بعد از چند مین بلاخره پیدا کردم
ادامه دارد 💗
- ۴۹۸
- ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط