{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#نمیدانم-کجاااااا

#نمیدانم-کجاااااا

می روم چون سایه ای تنها نمی دانم کجا
خویش را گم کرده ام اما نمی دانم کجا

سایه ی آشفتگی ها از سرِ دل کم مباد
ساحلی ممکن تر از دریا نمی دانم کجا

سر به صحرا می نهد دریا نمی دانم چرا
دل به دریا می زند صحرا نمی دانم کجا

با من امشب خلسه ی یاد کدامین آشناست؟
روزگاری دیده ام او را نمی دانم کجا

دیدمش در کوچه سارانِ غبار آلودِ وهم
او نمی دانم که بود، آنجا نمی دانم کجا

" مرغ آمین " شعله سر داد، ای دریغ افکنده اند
آتشی در خرمن " نیما " نمی دانم کجا

آن قدَر رفتم که حتی سایه ام از پا نشست
مانده بر جا ردّ پایم تا... نمی دانم کجا

#افسوس-یارسفرکرده ام


#نیما-جان-دل
دیدگاه ها (۱۰)

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهشتم | آخرین وارثشعله‌های آتش، اطراف ک...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

p9

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌ششم: هالووی---صبح.آماده شدیم. آرام. س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط