{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم برایت تنگ شده و هیچکس حضورِ موذیانه ی بغضی پنهان را د

دلم برایت تنگ شده و هیچکس حضورِ موذیانه ی بغضی پنهان را در نگاهم نمی‌بیند
ضربه‌ای به شانه‌ام می‌‌زنند و من در اعماقِ سرخگونِ قلبم می‌دانم، از سکوتِ من چه خرسندند

درست مثلِ اینکه از پرنده‌ای در قفس سوال کنی‌ چه اتفاقی افتاده ؟
بعد بنشینی برای آرزوهایش دعا کنی‌ ….

آدم‌ها از یکدیگر هیچ چیزی نمی‌‌دانند .. هیچ چیز
دیدگاه ها (۱)

با خیال بارانبا بی تابی ابرهای سیاه آسماندرگیر دلتنگی امدلتن...

زن به شیطان گفت : آیا آن مرد خیاط را می بینی ؟ میتوانی بروی ...

ادامهٔ تکپارتی 😅ات محکم بدون ذره ای مکث  : نه کوک خنسرد :اما...

𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗𝔓𝔞𝔯𝔱 6بعد از ناهار خانه خلوت تر شده بود.تهیونگ جیهوپ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط