یک پنجره برای دیدن

یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیدن
یک پنجره که مثل حلقه ی چاهی
در انتهای خود به قلب زمین می رسد
و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنگ
یک پنجره که دست های کوچک تنهایی را
از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریم
سرشار می کند
و می شود از آنجا
خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کرد
یک پنجره برای من کافیست ...
دیدگاه ها (۲)

یار ثابت قدم اینک ز سفر باز آمدوگر از پای درافتاد بسر باز آم...

لبان تو مرا محتاج گندم می کند امشبنگاهم رد پایت را تیمم می ک...

نگاهم که کردی دلم پر گرفتدلم غربت زنگ آخر گرفتنگاهم که کردی ...

بعضی وقـتـهـا اینقـدر دلـت از ے حـرف می شڪنه ڪه حتی ناے اعتر...

رسم زندگی

🔴 تلنگرخدا یکی از خوبان و عاشقان امام زمان را رحمت کند شاید ...

من راوی گذشته های دورم....جهان رنگ عوض کرده و پنجره ها باز ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط