{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در من انگار کسی به کمک نیاز داشت ؛

در من انگار کسی به کمک نیاز داشت ؛
به آیینه ها که مینگریستم
چشم هایی که به من خیره شده بود نگاه که میکردم ،
حتی پلک هم نمیزدم
در آیینه‌ها آدمی بود که درونم به کمک نیاز داشت
این‌ بار آیینه را نشکستم ، دست کمک به سویش دراز کردم


#گفت‌نیا
دیدگاه ها (۰)

می‌نشینم کنار میزتانو آنقدر شیطنت می‌کنمکه صدای همه چیز در ب...

یه‌آدمایی‌هستن‌تو‌زندگیمونمارو‌از‌خودمون‌بهتر‌بلدن‌،‌وحتیبهت...

‏جاناداشتن توچون چیدن شاه توت از بلندی های شاخه ای شکننده اس...

آنچه بیشتر باعث رنجش خاطرمان می‌شود، آن چیزی نیست که هرگز از...

پلک زدن هم گاهی زیادی طولانیست، وقتی دل از تماشای یک نگاه سی...

★彡   Part 51 彡★ "خوب نیستم تهیونگ."چشم هاش برق زد.خودمم متوج...

فیک شوگا پارت هفتم مافیای بیرحم دختر لجباز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط