{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شکیلا

شکیلا

کمی با من مدارا کن کمي با من مدارا کن
که خود را با تو بشناسم من گم را تو پيدا کن

تو را از شب جدا کردم تو را از قصه آوردم
نمي شد با تو بد باشم نمي شد از تو برگردم

نه از برگم نه از جنگل نه از باران نه از شبنم
نه آن تعميدي رودم نه آن مريم ترين مريم

منم همسقف ديروزي که عطر خانگي دارد
که دستان تو را بايد به شام سفره بسپارد

کمي به من مدارا کن کمي با من مدارا کن
صبوري کن تحمل کن من گم را تو پيدا کن

اگر سختم اگر دشوار اگر سيل مصيبت وار
اگر تلخم اگر بيمار منم از عشق تو بسيار

منم هم خون و هم گريه که بغضش را به دريا داد
که از اوج پريدن ها بر اين ويرانه ها افتاد

کمي به من مدارا کن کمي با من مدارا کن
صبوري کن تحمل کن من گم را تو پيدا کن
دیدگاه ها (۱۶)

🍷 شراب قرمزپارت ۱۹ | کنار توصبح هنوز کامل روشن نشده بود.رینا...

...پارت اول...

ریاکشن

007-پنهان در مه - پارت ۷۳

پارت ۱۱۰ (پایانی)نه ماه بعد...بیمارستان در سکوت نیمه‌شب غرق ...

آخرین بحث پارت ۹

کمی با من مدارا کنکه خود را با تو بشناسممن گم را تو پیدا کن ...

کمی با من مدارا کن که خود را با تو بشناسم من گم را تو پیدا ک...

کمی با من مدارا کنکه خود را با تو بشناسممنِ گم را تو پیدا کن...

اگر سختم، اگر دشواراگر سیل مصیبت باراگر تلخم ،اگر بیمارمنم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط