{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمدم تا به تو آویزم

آمدم تا به تو آویزم
لیک دیدم
که تو آن شاخه ی بی برگی
وه چه شیرینست
از تو ای بوسه ی سوزنده ی
مرگ آور
چشم پوشیدن!

#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۱)

سفر مرا به زمین های استوایی بردو زیر سایهٔ آن بانیان سبز تنو...

کاش دلتنگی نیز نام کوچکی می‌داشتتا به جانش می‌خواندینام کوچک...

همه لرزشِ دست و دلم از آن بودکه عشقپناهی گرددپروازی نهگریزگا...

زندگی ذره کاهیست ، که کوهش کردیمزندگی نیست بجز نم نم باران ب...

ای کاش آسمان می‌دانست کسی را که به آغوش کشیده، تمام دارایی م...

یادم هست آن شب که ضریح تو را که دیدم شدم ابری و باریدم دم با...

چه بی رحمانه گرم است تابستانِ آغــوش تُـــــو،،وقتـــــــیبہ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط