{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part 3..

part 3..
پارت سوم
(POV الکسی)

دوربین رو زوم کردم روی صورتش.
گریه نکرد.
این بده.
دخترهایی که گریه نمی‌کنن، دیر می‌شکنن.
ولی وقتی بشکنن… کامل می‌شکنن.

یکی از افرادم گفت:
«رئیس، بذار یه کم جدی‌ترش کنیم.»

نگاهش کردم.

ساکت شد...

⊙«هیچ‌کس بدون اجازه من بهش دست نمی‌زنه. و اگه میخواید امتحان کنید تا هفت نسل جد و آبادتون رو از کره ی زمین محو کنم»

رفتم پایین
وقتی وارد اتاق شدم، سرش بالا بود
چشم‌های عسلی مستقیم تو چشم‌هام

☆«اومدی ادامه بدی؟»

لبخند زدم
در رو قفل کردم
آروم نزدیک شدم.
این بار جلوی زانوهاش ایستادم
دستم رفت روی رانش
بالای زانو ، فشار دادم
بدنش منقبض شد...
سرم رو خم کردم...

⊙«می‌دونی بدترین شکنجه چیه؟»

ساکت موند...
انگشتام بالا رفت.
آهسته
خیلی آهسته
تا جایی که نفسش تغییر کرد

⊙«اینکه ندونی مرز من کجاست.»

ناگهان دستمو بردم سمت بند چرمی و اون رو باز کردم.
دستاش آزاد شد
اما قبل از اینکه واکنش نشون بده، مچش رو گرفتم و کشیدمش جلو...
بدنش خورد به سینه‌م...
فاصله صفر...

⊙«فرار کن.»

چشم‌هاش گرد شد
دستم هنوز دور مچش بود

⊙«ببین چقدر می‌تونی بدویی»

رهاش کردم
سه ثانیه مکث کرد
بعد دوید سمت در
در قفل بود
صدای خندم تو اتاق پیچید...
پشتش ایستادم
دستمو گذاشتم روی دیوار کنار سرش

⊙«من همیشه یه قدم جلوترم، موروزووا.»

و این‌بار…
لبم نزدیک گوشش رفت

⊙«و باهات شرط میبندم ، یه روز … خودت میای سمت من»

_________________
امیدوارم دوست داشته باشین
اگه ایده ای داشتین ، پیوی در خدمتممم ، حتما بیاین  
واقعا الان تو شرایط سختی‌ام پس اگه حمایت نشه و دوسش نداشته باشین نمیزارمممم چون بنطر خودمم چرت و پرت شده💋💋💋
دیدگاه ها (۸)

part 2.--- پارت دوم (POV الیزاوتا)وقتی چشم‌بند رو برداشت، ا...

بیاید خودمونو گول نزنیم... خیرررر ، حتی یه درصد از محبتام به...

part 1 .--- پارت اول (الیزاوتا POV)صدای ترمز کشیده شدن لاس...

Part:62. #ریاست.عشق𝐓𝐡𝐞.𝐩𝐫𝐞𝐬𝐢𝐝...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط