{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سودای تو را بهانه‌ای بس باشد

سودای تو را بهانه‌ای بس باشد
مستان تو را ترانه‌ای بس باشد

در کشتن ما چه می‌زنی تیغ جفا
ما را سر تازیانه‌ای بس باشد
دیدگاه ها (۱)

هر چه گفتم جملگی از عشق خاستجز حدیثِ عشق گفتن دل نخواستحشمتِ...

آن دلبر محمل‌نشین چون جای در محمل کندمی‌باید اول عاشق مسکین ...

ممکن ز تو چون نیست که بردارم دلآن به که به سودای تو بسپارم د...

هر چند شدم چو مویش از غمیک موی نخواهم از سرش کم

بابا چرا سر از خاک یک لحظه بر نمیداری حق داری ای پدر جان زیر...

#شعر_معاصر 🍃ای عشق، همه بهانه از توستمن خامشم، این ترانه از ...

ای آتش سودای تو دود از جهان انگیختهصد سیل خونین عشق تو از چش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط