{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدای تو

صدای تو
از سایه سوی نیستان می آید
و گل می دهد در هیاهوی باران

صدایت
یکی نرگس نوشکفته است
که از پشت رگبار می ایستد روبروی نگاهم
و عطری هوسناک بالا می آید در آهم

تو میگویی و لاله می روید از سنگ
تو می گویی و غنچه می جوشد از چوب
تو می گویی و تازه می روید از خشک
تو می گویی و زنده می خیزد از مرگ

صدای تو از سایه سار نیستان می آید
و گل می دهد از گل زخمی بعد رگبار
و در آب می ایستد روبروی نگاهم
صدای تو می بارد و زنده ام من..
دیدگاه ها (۱۷)

چرا تو اين همه خوبي ؟ بيا کمي بد باشنمي تواني ، مي دانم ، نم...

خیلی از عشق ها ...وسط همین جر و بحث ها پیش می‌آید ...با کوتا...

آلوده ام به تو....مثلِ چشمانت به خوابمثلِ هوایِ تهران به ریز...

جنون‌ام را پایانی نیستعقل‌ام را نیزحماقت‌های بسیارم را نهایت...

ص ۷۱___می نویسم پریسا سه بار گفت ازاده و تو نشسته ای و به من...

(سایه های خونی) part۳/ماشه را کشیدم .ی دفعه سرجاش بند شد،دست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط