{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی پیچ و خَمش بر دوش ما سنگین شده

زندگی پیچ و خَمش بر دوش ما سنگین شده
رنگ هر پیمانه ای با خون ما تزئین شده
رویِ شعرم می نشیند لکه ی ابرِ سیاه
بویِ هق هق در میانِ سینه ام نفرین شده
شد پشیمانی برایم ، زخم های روزگار
ای بسوزد زندگی ، کاین دل چنین چرکین شده
سوختم با درد و نفرت در میانِ آتشم
این دلِ رنجیده از جور و جفا غمگین شده
دشمنی ها می کند با من نگارم، وایِ من .
یارِ نیکو طینتم بی مذهب و بی دین شده
شوقِ فردایی نباشد در شبِ تاریک ما
شرم دارم شرم دارم خاک ما ننگین شده
دیدگاه ها (۱۰)

از : قصه ی رنگ پریده ، خون سرد من ندانم با که گویم شرح درد ق...

شانس من تو زندگی :))🥴🥴😕😕😂😂

خنده های شیرین..

خنده های شیرین...

خنده های شیرین..

خنده بازار...

گفت آخ آخ دلا از دست تنهایی به جونُم، گفتم منکه همه‌ی درونم ...

کپی ممنوع

سریال ترکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط