{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خانه ام را گر نشانی خواستی از غم بگیر

خانه ام را گر نشانی خواستی از غم بگیر
کمتر از چشمانم ای گل، گوهرشبنم بگیر
عشق آمد با اجل دست تبانی داد و گفت
مختصرجانی که مانده در تنش،کم کم بگیر
دیدگاه ها (۱۳)

زندگی پیچ و خَمش بر دوش ما سنگین شدهرنگ هر پیمانه ای با خون ...

داده ام گلخانه را دستِ خودت یارم شویباغبانی مهربان ؛ محبوب و...

چه حالی می دهد باران، ولی تنها کنار تودو جرعه چای، یک فنجان،...

یخِ خیابانباز شدنی نیست..مادامی که خاطرات،سرماخورده تر از بز...

کاش می‌شدیک بار دیگردر را باز کنیمن با لبخند بیایم سمتتو تو ...

عاشقانه های شبنم

🌱 یادش بخیر...یادش بخیر روزهایی که زنگ در خانه را با دست می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط