{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده ام

تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده ام

دردِ یک اتفاق که شاید با اتقا قِ تـو،

دردش متفاوت باشد ویرانم می کند؛

من از دست رفته ام ، شکسته ام،
می فهمی ؟

به انتهایِ بودنم رسیده ام ؛

اما اشک نمی ریزم...

پنهان شده ام پشتِ لبخنـدی که درد می کند...
دیدگاه ها (۱)

تظاهر میکنیم که بیخیال هم شدیم ...!اما هم من میدانم هم تو .....

خوش بودن که به این سادگی ها نیستکلی ماجرا داردباید تو باشی و...

بی تو زده دشت جنونم صید افتاده به خونم تو چه سان میگذری غافل...

اشک ها کلماتی هستندکه به زبان آوردن آن هابسیار سخت است...گری...

جنوب قلب ایران است...وقتی صدای سنج و دَمام در کوچه‌ها می‌پیچ...

گاهی بزرگ‌ترین دلتنگی، برای کسی نیست که دوستش داشتی؛ برای رف...

#ماه، تنها هم‌سفرِ شب‌های بی‌خوابیِ من است؛ همان‌که بی‌آنکه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط