{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حاصلی از هنر عشق ِ تو جز حرمان نیست

حاصلی از هنر عشق ِ تو جز حرمان نیست

آه از این درد که جز مرگ ِ من اش درمان نیست

این همه رنج کشیدیم و نمی دانستیم

که بلاهای وصال ِ تو کم از هجران نیست

آنچنان سوخته این خاک ِ بلا کش که دگر

انتظار ِ مددی از کرم ِ باران نیست

به وفای تو طمع بستم و عمر از کف رفت

آن خطا را به حقیقت کم از این تاوان نیست

این چه تیغ است که در هر رگ ِ من زخمی از اوست

گر بگویم که تو در خون ِ منی ، بهتان نیست

رنج ِ دیرینه ی انسان به مداوا نرسید

علت آن است که بیمار و طبیب انسان نیست

صبر بر داغ ِ دل ِ سوخته باید چون شمع

لایق ِ صحبت ِ بزم ِ تو شدن آسان نیست

تب و تاب ِ غم ِ عشق ات ، دل ِ دریا طلبد

هر تــُنـُـک حوصله را طاقت ِ این توفان نیست

سایه صد عمر در این قصه به سر رفت و هنوز

ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست


هوشنگ ابتهاج
دیدگاه ها (۵)

روحِ من زيباترين بود، تو در آن رنج کاشتی.🥀#دلانه​اعتماد در ی...

My professor Chapter:2Part:77بافت پاره شده ی گوشت استخون بیر...

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت دوم :با طاعات تام و تمام به خداو...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 18زمانی که تمام وجود...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷⓿وقتی انسان آموخت که چگونه با رنج هایشتنها بماند...

حاصلی از هنر عشق تو جز حرمان نیستآه از این درد که جز مرگ منش...

حاصلی از هنر عشق تو جز حرمان نیستآه از این درد که جز مرگ منش...

حاصلی از هنر عشق ِ تو جز حرمان نیستآه از این درد که جز مرگ ِ...

،،،،سفارشی،،،،حاصلی از هنر عشق ِ تو جز حرمان نیست آه از این...

گر بگویم که تو در خون منی بهتان نیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط