{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلامممممممم دیدی چقدر زود پارت دادم

سلامممممممم دیدی چقدر زود پارت دادم؟
................
از زبان نویسنده گشادتون:

چند سال گذشت،رابطه یونا و مایکی خیلی خوب بود....اما....تا قبل از اینکه اِما بمیره

مایکی با یونا خیلی سرد رفتار میکرد و نادیده اش میگرفت حتی یک بار نزدیک بود دوباره یونا رو بزنه

از زبان یونا:

جدیدا مایکی خیلی باهام سرد برخورد میکنه،بهش حق میدم همه اعضای خانوادش رو از دست داده و انگار من هم روحی شدم تو زندگیش هرچی میخوام خوشحالش کنم،نادیده ام میگیره،نکنه از دستم خسته شده....شاید هم یکی دیگه رو پیدا کرده و داره بهم خیانت میکنه...شاید هم من ازار دهندم(ذات اورتینک ها)

شاید بهتر باشه بهش بگم بریم ساحل یکم حال و هواش عوض بشه بزار بهش زنگ بزنم

مکالمه مایکی و یونا از تلفن:
یونا:سلام قربونت برم😊

مایکی:چیکار داری؟اگه واجب نیست قطع کن

ذهن یونا:حتما ناراحتش کردم

یونا:...چیز خاصی نبود فقط میخواستم بگم...میای بریم ساحل؟

مایکی:باشه

یونا:اوکی خداحافظ🥲

پایان مکالمه تلفنی
از زبان یونا:

درست حدس میزدم ازم متنفره

چند دقیقه بعد داخل ساحل از زبان نویسنده:

یونا سعی میکرد با مایکی صحبت کنه ولی مایکی اون رو نادیده میگرفت،یونا کمی آب رو مایکی ریخت و مایکی عصبانی شد

مایکی:مگه نمیگم نکن؟!!!

یونا:...ب...ببخشید

یونا از اون به بعد ساکت شد و یک جا فقط نشست و سعی میکرد اشک هاش رو که داخل چشمش جمع شده بودن کنترل کنه
دیدگاه ها (۰)

تو یک موقعیتی از زندگیم قرار دارم که...نمیدونم من فرد اضافیم...

شما در نهایت میگید:او به من اسیب زدولی شما...شب هایی که از ت...

عکس پروفایل تغییر کردم گمم نکنید😁

سلام بعد از سال ها جدی این روز ها خیلی گشادیم میومد پارت بدم...

به به حال کن ببین چه زود پارت دادم...........چند روز بهد از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط