درنبودت گریه ها کردم در آغوشم بگیر

درنبودت گریه ها کردم در آغوشم بگیر
گریه ها کردم،گریه ها هردم ،درآغوشم بگیر

گاهی تنها حسرت زندگیت میشه شنیدن اسمت از زبان کسی که با رگ و پوست و خونت از فرسنگ ها فاصله آمیخته شده...گاهی چه زود دیر میشود
دیدگاه ها (۰)

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۱۰$کایرا به سمت تهیونگ رفت.[ما...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 3همینطور با دقت به حرف ه...

★دوست بچگی...(p⁶(endعمیقاً احساس میکردم دارم با یک غریبه حرف...

part:5{این رمان درخواستی است و به گفته خود فالور نوع نوشتار ...

پوستر جدیددددددددد

پارت پنجم: پچ‌پچِ نجاتتاریکیِ اون اتاق، مثلِ یه هیولایِ بزرگ...

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

شب شده بود و پری بعد از یک روز طولانی، تنها توی خونه استراحت...

در جست جوی رویایی زیبا [ پارت۲ ]

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط