درنبودت گریه ها کردم در آغوشم بگیر

درنبودت گریه ها کردم در آغوشم بگیر
گریه ها کردم،گریه ها هردم ،درآغوشم بگیر

گاهی تنها حسرت زندگیت میشه شنیدن اسمت از زبان کسی که با رگ و پوست و خونت از فرسنگ ها فاصله آمیخته شده...گاهی چه زود دیر میشود
دیدگاه ها (۰)

آبنبات تلخ

#پارت ۱(ددی من)از زبان چویا : صبح با چشم های خواب آلود، از خ...

#پارت ۱(ددی من)از زبان چویا : صبح با چشم های خواب آلود، از خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط