عشقونفرت
╭────────╮
𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞
╰────────╯
عــشــقونــفــرت⁴⁰
بغضم شکست و زدم زیر گریه..
پدر من کل خانوادهاش رو به قتل رسونده..هرکی جای اون بود همین کارو میکرد.
نمیدونستم باید درکش کنم یا ازش متنفر بشم.
از میون گریه هام گفتم:همه اون حرف ها و توجه کردنات برای این بود که منو عاشق خودت کنی؟
سرشو به سمتم چرخوند،طولانی نگاهم کرد و با بغض توی صداش جواب داد:اره اما..اما نمیدونستم قراره خودم توی دام بیوفتم..من توی باتلاق عشقت فرو رفته بودم و دیگه راه نجاتی هم نداشتم..فقط میخواستم کنارت باشم
دوباره به دریا خیره شد و ادامه داد:بعد از اون اتفاق وقتی به هوش اومدم بهم گفتن حافظهت برگشته..ترسیدم..با خودم گفتم اگه ازم درمورد مرگ پدرت بپرسی باید چی جوابتو بدم؟..وجود من توی زندگیت فقط دردسر بود..با اینکه نمیخواستم اما ترکت کردم..مرگمو جعل کردم و دوسال رفتم فرانسه
اشک هامو پاک کردم و با صدای لرزونم گفتم:حتی یه لحظه هم دلت برام نسوختت..نگفتی اگه تنهام بزاری قراره چه بلایی سرم بیاد؟..هیچ میدونی این دوسال چقدر بهم سخت گذشته؟
دستمو گرفت و گفت:باور کن بیشتر از هرکسی من درد کشیدم،نمیدونی تحمل دوریت چقدر سخت بود،اما دیگه نتونستم تحمل کنم..برای همین برگشتم تا همه چیو بهت بگم..
دستمو رها کرد چند قدم ازم فاصله گرفت و گفت:الان..الان میتونی منو به پلیس تحویل بدی یا حتی همینجا یه گلوله توی سرم خالی کنی..اما اینو بدون آرا..من تا ابد محکوم به دوست داشتنتم..و هیچ چیز اینو عوض نمیکنه
اون..اون با خودش چی فکر کرده؟..فکر کرده فقط خودش عاشقه؟..
سرمو کج کردم،نگاهمو توی صورتش چرخوندم و گفتم:مگه میشه عاشق معشوقهشو بکشه؟
چند قدم فاصله ای که بینمون بود رو از بین بردم و بهش نزدیک شدم..
+قبلاً بهت گفتم..اما احساس میکنم یادت رفته پس دوباره بهت میگم..آقای جئون جونگکوک من دوست دارم
اشکی از گوشه چشمش چکید و بعد محکم بغلم کرد و گفت:منم دوست دارم..
این آغوش حسرت دوساله من بود..
عطر تنشو تنفس کردم و گفتم:دیگه..دیگه ترکم نکن..
_تا ابد کنارت میمونم..
از آغوشم دراومد..صورتمو گرفت توی دستاش و بوسهای روی پیشونیم کاشت.
عشق یعنی گل رزی که توی سیم خاردار دمیده،یعنی شکوفه دادن درخت گیلاس وسط زمستون..
همون قدر زیبا و باور نکردنی..
پس هیچ عشقی غیر ممکن نیست..
حتی بعضی اوقات ممکنه عشق توی نفرت جوونه بزنه..
پـایـان.
#فیک#رمان#جیمین#بی_تی_اس#عشق_و_نفرت#وی#تهیونگ#جونگکوک#شوگا#نامجون#جی_هوپ#جین#سناریو
𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞
╰────────╯
عــشــقونــفــرت⁴⁰
بغضم شکست و زدم زیر گریه..
پدر من کل خانوادهاش رو به قتل رسونده..هرکی جای اون بود همین کارو میکرد.
نمیدونستم باید درکش کنم یا ازش متنفر بشم.
از میون گریه هام گفتم:همه اون حرف ها و توجه کردنات برای این بود که منو عاشق خودت کنی؟
سرشو به سمتم چرخوند،طولانی نگاهم کرد و با بغض توی صداش جواب داد:اره اما..اما نمیدونستم قراره خودم توی دام بیوفتم..من توی باتلاق عشقت فرو رفته بودم و دیگه راه نجاتی هم نداشتم..فقط میخواستم کنارت باشم
دوباره به دریا خیره شد و ادامه داد:بعد از اون اتفاق وقتی به هوش اومدم بهم گفتن حافظهت برگشته..ترسیدم..با خودم گفتم اگه ازم درمورد مرگ پدرت بپرسی باید چی جوابتو بدم؟..وجود من توی زندگیت فقط دردسر بود..با اینکه نمیخواستم اما ترکت کردم..مرگمو جعل کردم و دوسال رفتم فرانسه
اشک هامو پاک کردم و با صدای لرزونم گفتم:حتی یه لحظه هم دلت برام نسوختت..نگفتی اگه تنهام بزاری قراره چه بلایی سرم بیاد؟..هیچ میدونی این دوسال چقدر بهم سخت گذشته؟
دستمو گرفت و گفت:باور کن بیشتر از هرکسی من درد کشیدم،نمیدونی تحمل دوریت چقدر سخت بود،اما دیگه نتونستم تحمل کنم..برای همین برگشتم تا همه چیو بهت بگم..
دستمو رها کرد چند قدم ازم فاصله گرفت و گفت:الان..الان میتونی منو به پلیس تحویل بدی یا حتی همینجا یه گلوله توی سرم خالی کنی..اما اینو بدون آرا..من تا ابد محکوم به دوست داشتنتم..و هیچ چیز اینو عوض نمیکنه
اون..اون با خودش چی فکر کرده؟..فکر کرده فقط خودش عاشقه؟..
سرمو کج کردم،نگاهمو توی صورتش چرخوندم و گفتم:مگه میشه عاشق معشوقهشو بکشه؟
چند قدم فاصله ای که بینمون بود رو از بین بردم و بهش نزدیک شدم..
+قبلاً بهت گفتم..اما احساس میکنم یادت رفته پس دوباره بهت میگم..آقای جئون جونگکوک من دوست دارم
اشکی از گوشه چشمش چکید و بعد محکم بغلم کرد و گفت:منم دوست دارم..
این آغوش حسرت دوساله من بود..
عطر تنشو تنفس کردم و گفتم:دیگه..دیگه ترکم نکن..
_تا ابد کنارت میمونم..
از آغوشم دراومد..صورتمو گرفت توی دستاش و بوسهای روی پیشونیم کاشت.
عشق یعنی گل رزی که توی سیم خاردار دمیده،یعنی شکوفه دادن درخت گیلاس وسط زمستون..
همون قدر زیبا و باور نکردنی..
پس هیچ عشقی غیر ممکن نیست..
حتی بعضی اوقات ممکنه عشق توی نفرت جوونه بزنه..
پـایـان.
#فیک#رمان#جیمین#بی_تی_اس#عشق_و_نفرت#وی#تهیونگ#جونگکوک#شوگا#نامجون#جی_هوپ#جین#سناریو
- ۱۱۳.۱k
- ۰۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط