{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۴
خب بعد بوسه رفتن خونه و خوابیدن
و فردا هیچی یادشون نمیومد
تا اینکه صبح بیدار شدن
و رفتن یه دوش گرفتن تا برن مدرسه
وقتی دوششون تموم شد
تهیونگ متوجه شد روی گردن جونگ کوک کبوده
و بهش گفت : جونگ کوک
جونگ کوک ::: بله
تهیونگ :  چرا گردنت کبوده ؟
جونگ کوک :کجاش ؟
تهیونگ جای کبودی رو به جونگ کوک نشون داد و گفت :
نکنه دیشب دختر بازی کردیم ؟
جونگ کوک گفت : من چیزی یادم نمیاد
تهیونگ گفت : بیخیال بیا بریم مدرسه دیر نشه

و رفتیم مدرسه
جونگ کوک وقتی نشست تو کلاس یادش اومد
که دیشب با تهیونگ خوابیده
ولی به تهیونگ چیزی نگفت و فقط پشماش ریخته بود
نمیخواست به تهیونگ بگه که دیشب چیکار کردن

و به رویه تهیونگ نیاوارد
تا اینکه یه لحضه به تهیونگ نگاهدکرد و به نظرش جذاب اومد ولی سریع برگشت و به خودش گفت :
دیوونه شدی پسر
بهش فکر نکن


اصکی ممنوع ❌️
برای پارت بعد تعداد کامنتا رو ببرین بالا
دیدگاه ها (۵)

پارت ۵تا اینکه امشب دوباره بعد مدرسه رفتن پشت مدرسه تالباسشو...

پارت ۶ تهیونگ پشماش ریخته بود ماتش زده بود  و لی بعد چند ثان...

پارت ۳ تا اینکه یه روز رفتم توی کلاسا کخ ریزیهمینجوری تو تک ...

برای پارت ۳ فردا شب اماده باشین ولی اگه دفعه بعد اون تعداد ک...

پارت ۷ و رفت سمت جونگ کوک و رفت نزدیک و بوسه ای از لب های جو...

دانشگاه وانیلی فیک تهکوک / پارت 12 ویو دانشگاهساعت 6:30 صبح ...

دلنشگاه وانیلی فیک تهکوک / پارت ۱۱ جونگ کوک  ته . من بیشتر ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط