پارت
پارت ۶
تهیونگ پشماش ریخته بود
ماتش زده بود و لی بعد چند ثانیه به کاری که جونگ کوک کرد ادامه داد
دوتاشون بعد از بوسه به خونه رفتن
و به حالت وحشت ناکی لباس های همو در میاوردن
وشب با هم خوابیدن
فردا که تهیونگ بیادار شد
زود تر از جونگ کوک بیدار شده بود
و پاشد صبحونه اماده کرد
تا وقتی جونگ کوک بلند میشه بخوره
جونگ کوک بیدار شد و پشماش ریخته بود
چون دید که لخت رو ی تخته
وقتی پاشد لباس پوشید دید تهیونگ صبحونه اماده کرده و
صداش کرد بیا غذا بخور عزیزم
جونگ کوک پشماش ریخته توی ذهنش گفت :عزیزم!
و به روزش ادامه داد
سر غذا تهیونگ گفت :
چیزی از دیشب یادته
جونگ کوک گفت :نه
نهیونگ براش کل ماجرارو تعریف کرد
و جونگ کوک گفت :
من راضیم از کاری که کردم
که یهو تهیونگ بلند شد
اصکی ممنوع 🚫🚫
تهیونگ پشماش ریخته بود
ماتش زده بود و لی بعد چند ثانیه به کاری که جونگ کوک کرد ادامه داد
دوتاشون بعد از بوسه به خونه رفتن
و به حالت وحشت ناکی لباس های همو در میاوردن
وشب با هم خوابیدن
فردا که تهیونگ بیادار شد
زود تر از جونگ کوک بیدار شده بود
و پاشد صبحونه اماده کرد
تا وقتی جونگ کوک بلند میشه بخوره
جونگ کوک بیدار شد و پشماش ریخته بود
چون دید که لخت رو ی تخته
وقتی پاشد لباس پوشید دید تهیونگ صبحونه اماده کرده و
صداش کرد بیا غذا بخور عزیزم
جونگ کوک پشماش ریخته توی ذهنش گفت :عزیزم!
و به روزش ادامه داد
سر غذا تهیونگ گفت :
چیزی از دیشب یادته
جونگ کوک گفت :نه
نهیونگ براش کل ماجرارو تعریف کرد
و جونگ کوک گفت :
من راضیم از کاری که کردم
که یهو تهیونگ بلند شد
اصکی ممنوع 🚫🚫
- ۸۹۸
- ۰۳ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط