{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریووقتی بچه تون میپرسه من چطوری به دنیا اومدم

سناریو:وقتی بچه تون میپرسه من چطوری به دنیا اومدم

نامجون:بزرگ میشی درس میخونی میفهمی

جین:باورکن منم نمیدونم( پس اگه تو نمیدونی حتما من ا/ت رو حامله کردم🗿)

شوگا:از بیمارستان( وای ما فکر کردیم از توالت 😐)

جیهوپ:خب ببین عزیزم تو رو... لک لک ها اوردن

تهیونگ:از مامانت بپرس تو شکم من نبودی که

جونگکوک:خب ببین منو مامانت رفتیم تو...
ا/ت:جونگکوککک!!
بچه:خب موخوام بودونم( مثلا زبونه بچه اس غلط املایی ندارمااا)
ا/ت: دخترم/پسرم اَه اصلا ولش.. عزیزم به حرف بابات گوش نکن
جونگکوک:خب بزار بهش بگم به اطلاعاتش اضافه بشه. 😂
ا/ت : ( با چشماش درسته جونگکوک و قورت داد )

بچه‌ها اگه خوشتون اومد بهم بگید بازم بزارم
دیدگاه ها (۵)

معرفی رماناسم رمان:زندان ارباب جئونژانر:مافیایی، اجبار،... ش...

رمان بی تی اس زندان ارباب جئون

#پارت دونزدیکت شد و انگشت اشاره شو سمتت گرفت درحالی که فکش ...

#دو پارتیپارت یک:ا/ت و جونگکوکا/ت و جونگکوک بعد از ۸ سال تون...

عشق مافیا

چندپارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط