{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت چهل شیش🍷🗡



قبل از اینکه به در برسه دستشو میگیرم
میکشم سمت خودم

اخم میکنم
+کجا؟
با مشت میکوبه رو قفسه ی سینم و یکم عقب می‌ره

_برو کنار ببینم میخوام‌برم بیرون لباس عوض کنم

عصبی میگم
+اونجا در نگهبانه!

میخنده، با تمسخر
_نگو که برام غیرتی شدی جناب!

اره ، غیرتی شده بودم برای دلبرم
دلبری که خوب داره میتازونه

با جدیت نگاهش میکنم
+همینجا عوض کن!

آهوی وحشی لب میزنه
_نمیتونم جلوی تو

هوفی میکشم
کلافه سمت در میرم و میگم
+ من میرم تو عوض کن

لبخند پیروزی میزنه و میگه
_افرین پسر خوب

همین لحنش برای دیوونه کردن دل بیمار من بسه ، نیست ؟

با عطش نگاهش میکنم
آخرش یه کاری میکنم خودت التماس منو بکنی

خودت خواهش بکنی تا بیای بغلم

دور نیست آهوی من..
دیدگاه ها (۹)

بازی درخون 🍷🗡پارت چهل هفت🍷🗡با مکث میرم که ابروها شو بالا مید...

بازی درخون 🍷🗡پارت چهل هشت🍷🗡+کوتاهه! چشماش گرد میشه و میگه_بر...

بازی درخون 🍷🗡پارت چهل پنج 🍷🗡نیشخندی میزنم دستمو تکیه میدم به...

بازی درخون 🍷🗡پارت چهل چهار🍷🗡باشه ای میگه بلند میشه از روی تخ...

اعتماد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط