{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت چهل هفت🍷🗡



با مکث میرم که ابروها شو بالا میده
لب میزنه

_یالا بدو دیگه ‌‌..

زیر لب بی همه چیزی نثارش میکنم
دیوونه ی دلبر من!

از در میزنم بیرون در و به هم میکوبم
به دیوار جلوی در تکیه میزنم

به این دختر فکر میکنم

به دختری که قلب بزرگترین خلافکار و قاچاقچی رو برده

اگه بفهمه کار من در آوردن قلب دخترای هم سن و سال خودشه چیکار میکنه؟

احتمالا از من متنفر بشه
پس نباید بزارم بفهمه!

اون تا ابد تو حصار دستای من میمونه

قیافشو وقتی داره لباس می‌پوشه و بعد من مجبورش میکنم عوض کنه تصور میکنم

لبخند کجی میزنم
قیافش موقع حرص خوردن دیدن داره !

همون لحظه در باز میشه

خیره میشم بهش
چیزی که انتخاب کرده الحق برازنده خودشه

ولی نه میون اون همه مرد
فقط می‌تونه پیش خودم بپوشه این لباشو

از تصور اینکه مرد دیگه ای بهش نگاه می‌کنه اخم میکنم
میکشمش‌!

هرکس بخواد کوچیکترین نگاهی به دلبر کوچیک من بندازه زنده زنده دفنش میکنم
دیدگاه ها (۵)

بازی درخون 🍷🗡پارت چهل هشت🍷🗡+کوتاهه! چشماش گرد میشه و میگه_بر...

بازی درخون 🍷🗡پارت چهل نه🍷🗡بدون نگاه کردن به چهره ی پر خشمش ا...

بازی درخون 🍷🗡پارت چهل شیش🍷🗡قبل از اینکه به در برسه دستشو میگ...

بازی درخون 🍷🗡پارت چهل پنج 🍷🗡نیشخندی میزنم دستمو تکیه میدم به...

قسمت سوم

وقتی من دیگه نفس نکشیدم اون وقت میتونن تورو ازم جدا کنن .. (...

زندگیم بدون تو مثل اتاقی تاریکه …(part 2 )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط