{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت چهل هشت🍷🗡



+کوتاهه!

چشماش گرد میشه و میگه
_برو بابا، خوبه نگا تا زیر شکممه‌

عصبی سرمو خم میکنم و کنار گوشش پچ میزنم
+پشتت بیرونه کلا..

گستاخ تو چشمام خیره میشه و میگه
_برای چی نگاه میکنی؟ بقیه مثل تو نیستن نگا نمیکنن

خیره میشم به چشمای وحشیش...
+کسی جرعت نداره به زن من نگاه کنه ..

بعد جلوی چشمش دست میندازم دو طرف و مانتوی کوتاه توی تنش و میکشم که پاره میشه

با چشمای گرد نگاهم می‌کنه
+چیکار کردی!

به چیزی که زیر اون مانتو پوشیده نگاه میکنم و لبخند کجی میزنم
_دوست دارم رنگش و..

با فهمیدن منظورم جیغی می‌کشه

مشت میزنع بهم و می‌ره توی اتاق

صدای همراه با بغض میاد
+اصلا من نمیام..

می‌دونم داره خودشو کنترل می‌کنه که بغضش نشکنه

اون دختر محکمیه‌
همین به دنده و مغرور بودنش عاشقم کرده

پچ میزنم
+یه چیز درست حسابی بپوش بیا! پایین منتظرتم..
دیدگاه ها (۱۰)

بازی درخون 🍷🗡پارت چهل نه🍷🗡بدون نگاه کردن به چهره ی پر خشمش ا...

بازی درخون 🍷🗡پارت پنجاه🍷🗡دستمو گرفتم سمتش‌بی توجه به دست درا...

بازی درخون 🍷🗡پارت چهل هفت🍷🗡با مکث میرم که ابروها شو بالا مید...

بازی درخون 🍷🗡پارت چهل شیش🍷🗡قبل از اینکه به در برسه دستشو میگ...

سایه ای میان ما

ارباب منPart12لیا:صدایی از پشت سرم امد که برگشتم که با دیدنش...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط