{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

به پارت دوم خوش اومدید

به پارت دوم خوش اومدید!
اگه از اول نخوندین پیشنهاد میکنم از اول بخونین🍂
حمایت فراموش نشه:)

سایه ²ⓟ
نونا در زد... "پیتزا آوردم، بچه‌ها.
بارون تنده، تنها نمونین." لبخندش گرم بود. جونگ کوک در را باز کرد:
- نونا! بیا تو." سه‌تایی دور میز نشستند، اما صدای زنگ موبایل جیمین همه چیز را تغییر داد.

"رئیس می‌خوادت، جیمین. فوری."
جیمین رنگش پرید.
جونگ کوک پرسید: "رئیس کیه؟"
جیمین نفس عمیقی کشید: "تهیونگ. خطرناک‌ترین مرد شهر."
تهیونگ در کلوپ، لیوان ویسکی را سر کشید. "اون خواننده رو بیارین. صداشو شنیدم، می‌تونه برای ما کار کنه و قبلاً توضیح دادم اونو چرا میخوام!"

زیردستش جواب داد: "جیمین برادرشه تازه فهمیدیم، رئیس. می‌تونیم ازش استفاده کنیم."

جونگ کوک به نونا نگاه کرد: "تو همیشه مراقب مایی، نه؟"
نونا خندید: "همسایه‌ام دیگه!" اما دلش شور می‌زد.

جیمین بلند شد: "باید برم. کوک، قول بده مراقب باشی."

شب عمیق‌تر می‌شد. تهیونگ از کلوپ بیرون آمد و به سمت محله جونگ کوک رانندگی کرد. تقدیر داشت آن‌ها را به هم می‌رساند.

جونگ کوک به پنجره نگاه کرد و بنز مشکی را دید. قلبش تند زد. "اون کیه!؟؟؟"
دیدگاه ها (۰)

✧⁠*⁠。⁩سایه⁦ ⓟ¹در شبی بارانی... خیابان‌های تاریک شهر زیر...

درود...قراره توی این چنل فیک بنویسم!هیچ بی احترامی به کیپاپ ...

black flower(p,346)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط