{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفیقمون دکتره تعریف میکرد:

رفیقمون دکتره تعریف میکرد:



یه روز یه پیرزنه اومد مطبم داشتم چایی میخوردم گفتم مادر جان چته؟ گفت اقای دکتر یک هفته ست ادرارم شده رنگ چایی‌تو!! :-$










الان یه سالی میشه چایی نخورده?!!! ☺☺☺
دیدگاه ها (۲۳)

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۷ بعد از پاشدم لباسمو عوض کر...

مامور سرشماری: سلام . مادر جانميشه لطفا بیای دم در ؟سلام پسر...

#عشق در نگاه او part 3 من خمار وایساده بودم و داشتم به بوسه ...

پارت ۴ساعت ۹ و ۲۰ دقیقه ی صبح_تهیونگ:اجوما جونگکوک رو برده ب...

عشق پنهان

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part ویو ا. تسرم گیج م...

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

My little princess Part 23ویو ات با حرص روی تخت نشستم همین ک...

سلام بچه ها خوبین امیدوارم که هیچ وقت طعم مریضی رو نچشید بچه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط